توضیحات
داستان خلق این کالا به روایت کارشناس واحد طراحی محصول اَکسسیتی:
پسرعمویم مغازه مکانیکی دارد. هر وقت مشکلی برای ماشینم پیش میآید، با او تماس میگیرم تا راهنماییام کند. حدود دو ماه پیش احساس کردم که موتور ماشین مثل همیشه کار نمیکند. دوره گارانتی هم تمام شده بود و دلیلی برای مراجعه به نمایندگی نمیدیدم. با پسرعمو قرار گذاشتم و بعد از یک مدت طولانی دیداری تازه کردیم. هنوز چای خوشمزه و خوشرنگی که برایم ریخته بود تمام نشده بود که قطعات بازشده از ماشین را روی زمین دیدم. درست مثل دوران کودکی که دلوقلوه اسباببازی و هر وسیله دیگری را در چشمبههمزدنی بیرون میآورد. نگاهی به محیط تعمیرگاه نهچندان بزرگش انداختم. تمیزی و نظم و ترتیب وسایل توجهم را جلب کرد. جکها، پالتها، ابزارها، روغنها، قطعات یدکی، انگار همهچیز در جای خودش قرار داشت. موقع تعمیر ماشین هم هر ابزاری را برمیداشت، دوباره آن را در جای خودش بر روی گیرههای نصبشده روی دیوار میگذاشت. گرم گفتوگو و یادآوری خاطرات بودیم که کارش تمام شد. رفتیم یک دوری هم با ماشین زدیم و برگشتیم. پرسید کار دیگری ندارد؟ یاد قفل درِ صندوق عقب افتادم که با دکمه داخل ماشین باز نمیشد. اما حواسم بود که اوضاع داخل صندوق تعریفی ندارد. هفته قبل سفر بودم و فرصت نکرده بودم که صندوق را مرتب کنم. برایم خجالتآور بود که صندوق را با آن وضعیت ببیند. بنابراین چیزی نگفتم. همان شب قبل از خواب به این فکر کردم که چرا صندوق ماشینم همیشه نامرتب است. رفتم داخل دیجیکالا و مدت زیادی را صرف مشاهده محصولات نظمدهنده صندوق کردم تا خوابم برد. صبح فردا به محض رسیدن به کارگاه ماژیک را برداشتم و روی تخته نوشتم: «هدف: طراحی ارگانایزر صندوق عقب که مورد پسند و تأیید پسرعمو باشد.»
پس از دو هفته با کمک همکاران و البته هوش مصنوعی چنین محصولی آفریده و عرضه شد. یک تثبیتکننده ظروف سیالات با حفرههای کشدار غیرهمسایز که بسیار عریضتر و مقاومتر از نمونههای موجود در بازار است و رویه چرمی زیبا دارد و یک کیف ابزار قابل حمل و دستهدار که در بدنه آن کشهای با اندازههای متنوع برای نگهداشتن ابزارآلات دوخته شدهاند. داخل کیف هم اگر مثل پسرعموی من فنی هستید، میتوانید فیوز، جعبه لامپ، پیچ و مهره و چیزهای شبیه به اینها بگذارید و در هنگام ضرورت با خود به محل مورد نیاز ببرید.





نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.